close
تبلیغات در اینترنت
آموزنده

حیف

سلام به شما دوستان عزیز . این داستان رو خیلی با حس نوشتم . دلم نمی خواد زیاد تعریف کنم اما خیلی تمیز در اومده .

 

ادامه مطلب :) نظر یادتون نره 





ادامه مطلب ...



طبقه بندی: آموزنده،
برچسب ها:دانلود از یوتیوب، زیرنوس فارسی، بی بی سی فارسی، کانال تلگرام +18، خبرگزاری فارس، تیراندازی در مجلس، عملیات داعش در ایران، تلفات عملیات تروریستی در حرم، پست، بانک ملی، بانک صادرات، بازار، خبر، خدا، چوب، جوک خفن، ژاپن، ژورنال، عکس دختر،
امتیاز : :: نتیجه : 5 امتیاز توسط 1 نفر مجموع امتیاز : 5
تعداد بازدید مطلب : 75

[ چهار شنبه 27 / 02 / 1396 ] [ 13:47 ] [ امیر ]

[ نظرات () ]

محبت بي قيد و شرط

به نام خدا

اين داستان درباره ي سربازي است كه بعد از جنگ ويتنام بالاخره به وطنش بازگشته است . او از سان فرانسيسكو به پدر و مادرش زنگ زد .

بقيه رو ديگه برين توي ادامه ي مطلب خواهشا





ادامه مطلب ...



طبقه بندی: آموزنده،
برچسب ها:محبت بي قيد و شرط، داستان كوتاه، داستان، داستان كوتاه آموزنده، unconditional love، short touching stories،
امتیاز : :: نتیجه : 5 امتیاز توسط 5 نفر مجموع امتیاز : 20
تعداد بازدید مطلب : 119

[ سه شنبه 26 / 06 / 1392 ] [ 0:24 ] [ امیر ]

[ نظرات () ]

باهوش ترین مرد جهان

به نام خدا

باهوش ترین مرد جهان

 

یک پزشک ، یک وکیل ، یک پسر و یک کشیش برای بعد از ظهر یکشنبه سوار یک کوچک هواپیمای اختصاصی شده بودند . ناگهان هواپیما دچار ایراداتی در موتورش شد . با وجود سعی خلبان هواپیما شروع به سقوط کرد . در نهایت خلبان یک چتر نجات برداشت و فریاد زد که بهتر است بپرند و خودش با چترنجات پرید .

متاسفانه فقط سه چترنجات مانده بود .

دکتر یکی را قاپید و گفت : من دکترم . من زندگی مردم را نجات میدهم پس خودم باید زندگی کنم . و پرید .

وکیل گفت : من وکیلم و چون وکلا باهوش ترین افراد جهانند من سزاوار زنده ماندنم . و یکی از چتر های نجات را گرفت و پرید .

کشیش به پسر نگاه کرد و گفت : پسرم ، من مدت زیادی زندگی کرده ام و زندگی ام تمام شده . تو جوانی تمام زندگی ات را در پیش رو داری . آخرین چتر نجات را بگیر و با آرامش زندگی کن .

پسر چترنجات را به کشیش پس داد و گفت : نگران نباشید پدر . باهوش ترین مرد جهان با کوله پشتی من بیرون پرید .

نتیجه ی اخلاقی : شغل شما همیشه خصوصیات شما را معین نمیکند ، اما آدم خوبی بودن می کند .

ترجمه از : امیرحسین صباغی میانایی

Smartest Man in the World 

A doctor, a lawyer, a little boy and a priest were out for a Sunday afternoon flight on a small private plane. Suddenly, the plane developed engine trouble. In spite of the best efforts of the pilot, the plane started to go down. Finally, the pilot grabbed a parachute and yelled to the passengers that they better jump, and he himself bailed out.

Unfortunately, there were only three parachutes remaining.

The doctor grabbed one and said “I’m a doctor, I save lives, so I must live,” and jumped out.

The lawyer then said, “I’m a lawyer and lawyers are the smartest people in the world. I deserve to live.” He also grabbed a parachute and jumped.

The priest looked at the little boy and said, “My son, I’ve lived a long and full life. You are young and have your whole life ahead of you. Take the last parachute and live in peace.”

The little boy handed the parachute back to the priest and said, “Not to worry Father. The smartest man in the world just took off with my back pack.”






طبقه بندی: آموزنده،
برچسب ها:داستان آموزنده، داستان کوتاه، The smartest man in the world، باهوش ترین مرد جهان، داستان،
امتیاز : :: نتیجه : 5 امتیاز توسط 5 نفر مجموع امتیاز : 15
تعداد بازدید مطلب : 83

[ چهار شنبه 13 / 06 / 1392 ] [ 11:54 ] [ امیر ]

[ نظرات () ]

مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه
لینک رایگان - لینک رایگان کمربند میس بلت - کمربند میس بلت