close
تبلیغات در اینترنت
آن ها از گوشت درست شده اند

آن ها از گوشت درست شده اند

سلام دوستان ، خبر خوب دارم و اون اینه که قراره از این به بعد فعال تر از گذشته باشم و اگر هم دیر به دیر پست می زارم داستان های بلند و قشنگ بزارم . 

 

 

خوب ، برای تعریف از داستان چه چیزی بهتر از این که بگم مجموعه داستانی که این داستان توش بود ، نامزد دریافت جایزه ی نبیولا ( یه جایزه ی معتبر در زمینه ی ادبیات )1991 شد . 

آن ها از گوشت درست شده اند

" آن ها از گوشت درست شده اند ."

" گوشت ؟"

"آن ها از گوشت درست شده اند ."

" گوشت ؟ "

" در این باره هیچ شکی نیست . ما از جا های مختلف سیاره چند تا از آن ها را انتخاب کردیم ، از روی ناو های گشتی گرفتیم و از همه جا بررسی کردیم . آن ها کاملا از گوشت ساخته شده اند."

" امکان ندارد . سیگنال های رادیویی چی ؟ پیام هایی که به ستاره ها فرستاده می شد ."

" آن ها از امواج رادیویی برای صحبت کردن استفاده می کنند ، اما سیگنال ها از طرف آن ها نمی آید . سیگنال ها از طرف دستگاه ها می آیند . "

"خوب چه کسی دستگاه ها را ساخته ؟ این همان کسی است که می خواهیم با او ارتباط برقرار کنیم . "

" آن ها دستگاه ها را ساخته اند . این همان چیزی است که سعی می کنم به تو بگویم . گوشت آن دستگاه ها را ساخته است ."

" مسخره است . چگونه گوشت می تواند یک دستگاه بسازد ؟ از من می خواهی به گوشت با عقل و شعور باور اشته باشم ؟ "

" از تو نمی خواهم ، دارم به تو می گویم . این موجودات تنها نژاد عاقل در آن ناحیه هستند و از گوشت درست شده اند ."

" شاید آن ها شبیه اورفلی ها هستند . می دانی . یک موجود عاقل ، بر پایه ی کربن که از میان گوشت رد می شود . "

" نه خیر . آن ها گوشت به دنیا می آیند و گوشت می میرند . ما آن ها را به مدت چند دوره ی زندگیشان مطالعه کردیم ، که خیلی هم طول نکشید . هیچ می دانی طول عمر گوشت چقدر می تواند باشد ؟"

" ببخشید . باشد ، شاید فقط بخشی از آن ها گوشت است . می دانی . مثل ودیلی ها . سری گوشتی با یک مغز الکتروپلاسمایی درونش . "

" نه خیر . ما به این فکر کرده بودیم . با نظر به اینکه آن ها مثل ودیلی ها سر های گوشتی دارند . اما به تو گفتم ، ما آن ها را کاوش کردیم . آن ها تماما گوشتند . "

" مغز ندارند ؟ "

" خوب ، آن ها مغز دارند . فقط اینکه مغزشان از گوشت درست شده . این همان چیزی است که سعی می کردم به تو بگویم . "

2

" خوب ... با چی فکر می کنند ؟ "

" مثل اینکه متوجه نیستی . نمی خواهی با چیزی که دارم  می گویم سر و کار پیدا کنی . مغزشان فکر می کند . همان تکه گوشت . "

" گوشتی که فکر می کند . از من می خواهی که به گوشتی که فکر می کند باور داشته باشم ؟ "

" بله ، گوشتی که فکر می کند ، هوشیار است ، عشق می ورزد ، خیال و تصور می کند . کلا با گوشت سر و کار دارد . داری متوجه قضیه می شوی یا اینکه همه اش را بگویم ؟ "

" یا خدا . حالا جدی می گویی ؟ از گوشت درست شده اند . "

" ممنون . بالاخره ، بله ، آن ها واقعا از گوشت ساخته شده اند . و برای حدود یکصد سالشان تلاش می کردند تا با ما ارتباط برقرار کنند . "

" یا خدا . حالا این گوشت ها توی سرشان چه دارند ؟ "

" اول از همه می خواهند با ما حرف بزنند . فکر می کنم بعد از آن می خواهند جهان را بگردند ، با دیگر موجودات عاقل ارتباط برقرار کنند و تبادل ایده و اطلاعات کنند . طبق معمول ."

" ما باید با آن گوشت ها حرف بزنیم . "

" بحث همین جاست . این پیغامی است که دارند توسط رادیو می فرستند ' سلام ، کسی آن جا هست ؟ کسی خانه هست ؟ ' همچین چیز هایی . "

" حالا آن ها واقعا حرف می زنند . از کلمه و فکر و عقیده استفاده می کنند ؟ "

" بله . فقط اینکار را با گوشت انجام می دهند . "

" فکر کنم همین الان گفتی از رادیو استفاده می کنند . "

" بله ، اما فکر می کنی چه چیزی روی رادیو می رود ؟ صدای گوشت . می دانی وقتی به گوشت ضربه می زنی صدا می دهد ؟ آن ها با زدن گوشت هایشان به هم حرف می زنند . آن ها حتی با بیرون دادن هوا از میان گوشتشان آواز می خوانند . "

" یا خدا . گوشتی که آواز می خواند . رویهم رفته خیلی حرف است . خوب ، نصیحت تو چیست ؟ "

" رسمی یا غیر رسمی ؟ "

3

" هر دو "

" به طور رسمی ، ما در این ربع جهان نیاز داریم تا با تمام موجودات عاقل یا گونه هایی که از یکی بیشترند بدون طرفداری ، ترس و یا تبعیض ارتباط برقرار کنیم و به آن ها خوش آمد بگوییم . از دید غیر رسمی ، من توصیه می کنم که رکورد ها را پاک کنیم و کلا ماجرا را فراموش کنیم . "

" امیدوار بودم یک همچین چیزی بگویی . "

" به نظر خشن می آید ، اما محدودیتی هست . واقعا می خواهی با گوشت ارتباط برقرار کنی ؟ "

" صد در صد موافقم . چه می خواهی بگویی . ' سلام ، گوشت . چطوری ؟ ' اما این کار می کند ؟ با چند تا سیاره سر و کار داریم ؟ "

" فقط یکی . آن ها می توانند با جعبه های مخصوص گوشتی خود به سیاره های دیگر سفر کنند ، اما نمی توانند روی آن ها زندگی کنند . و بخاطر گوشت بودن فقط می توانند از طریق فضای C جابجا شوند که آن ها را محدود به سرعت نور می کند و امکان ارتباط برقرار کردنشان را خیلی کم می کند . یعنی خیلی کم . "

" خوب ، پس ما تظاهر می کنیم که در کل جهان هیچ کس خانه نیست . "

" دقیقا . "

" ظالمانه است ، اما خودت هم که گفتی ، چه کسی می خواهد با گوشت ملاقات کند ؟ و آن هایی که داخل ناو های گشتی بودند چطور ؟ آن هایی که کاوششان کردی ؟ مطمئنی چیزی یادشان نمی آید؟"

" اگر هم یادشان بیاید فکر می کنند که دیوانه اند . ما داخل سرشان رفتیم  و گوشتشان را درست کردیم ، حالا ما برای آن ها فقط یک رویاییم . "

" رویای یک گوشت ! به طرز عجیبی خیلی مناسب است که ما رویای یک گوشت باشیم . "

" و تمام منطقه را خالی از سکنه نشانه گذاری می کنیم . "

" خوبه . قبول دارم ، هم رسمی و هم غیر رسمی . پرونده اش بسته شد . کس دیگری هم هست ؟ گونه ی جالبی آنطرف کهکشان ؟ "

" بله ، یک گونه ی عاقل نسبتا کمرو اما مهربان ، با هسته ی هیدروژنی در یک ستاره ی کلاس 9 در منطقه ی G445 . دو دوره ی کهکشانی پیش تماس داشته و دوباره می خواهد که روابط دوستانه داشته باشد . "

4

" همیشه بر می گردند ."

چرا که نه ؟ تصور کن اگر کسی کاملا تنها باشد ، جهان چقدر غیر قابل تحمل و به طرز غیر قابل وصفی افسرده کننده می شود .... "

                                                                                         پایان

 

ترجمه از : امیرحسین صباغی میانایی                                                                 نویسنده : تری بیسون

Terry Bisson

They're Made out of Meat

 

"They're made out of meat."

     "Meat?"

     "Meat. They're made out of meat."

     "Meat?"

     "There's no doubt about it. We picked up several from different parts of the planet, took them aboard our recon vessels, and probed them all the way through. They're completely meat."

     "That's impossible. What about the radio signals? The messages to the stars?"

     "They use the radio waves to talk, but the signals don't come from them. The signals come from machines."

     "So who made the machines? That's who we want to contact."

     "They made the machines. That's what I'm trying to tell you. Meat made the machines."

     "That's ridiculous. How can meat make a machine? You're asking me to believe in sentient meat."

     "I'm not asking you, I'm telling you. These creatures are the only sentient race in that sector and they're made out of meat."

     "Maybe they're like the orfolei. You know, a carbon-based intelligence that goes through a meat stage."

     "Nope. They're born meat and they die meat. We studied them for several of their life spans, which didn't take long. Do you have any idea what's the life span of meat?"

     "Spare me. Okay, maybe they're only part meat. You know, like the weddilei. A meat head with an electron plasma brain inside."

     "Nope. We thought of that, since they do have meat heads, like the weddilei. But I told you, we probed them. They're meat all the way through."

     "No brain?"

     "Oh, there's a brain all right. It's just that the brain is made out of meat! That's what I've been trying to tell you."

<  2  >

     "So ... what does the thinking?"

     "You're not understanding, are you? You're refusing to deal with what I'm telling you. The brain does the thinking. The meat."

     "Thinking meat! You're asking me to believe in thinking meat!"

     "Yes, thinking meat! Conscious meat! Loving meat. Dreaming meat. The meat is the whole deal! Are you beginning to get the picture or do I have to start all over?"

     "Omigod. You're serious then. They're made out of meat."

     "Thank you. Finally. Yes. They are indeed made out of meat. And they've been trying to get in touch with us for almost a hundred of their years."

     "Omigod. So what does this meat have in mind?"

     "First it wants to talk to us. Then I imagine it wants to explore the Universe, contact other sentiences, swap ideas and information. The usual."

     "We're supposed to talk to meat."

     "That's the idea. That's the message they're sending out by radio. 'Hello. Anyone out there. Anybody home.' That sort of thing."

     "They actually do talk, then. They use words, ideas, concepts?"

     "Oh, yes. Except they do it with meat."

     "I thought you just told me they used radio."

     "They do, but what do you think is on the radio? Meat sounds. You know how when you slap or flap meat, it makes a noise? They talk by flapping their meat at each other. They can even sing by squirting air through their meat."

     "Omigod. Singing meat. This is altogether too much. So what do you advise?"

     "Officially or unofficially?"

<  3  >

     "Both."

     "Officially, we are required to contact, welcome and log in any and all sentient races or multibeings in this quadrant of the Universe, without prejudice, fear or favor. Unofficially, I advise that we erase the records and forget the whole thing."

     "I was hoping you would say that."

     "It seems harsh, but there is a limit. Do we really want to make contact with meat?"

     "I agree one hundred percent. What's there to say? 'Hello, meat. How's it going?' But will this work? How many planets are we dealing with here?"

     "Just one. They can travel to other planets in special meat containers, but they can't live on them. And being meat, they can only travel through C space. Which limits them to the speed of light and makes the possibility of their ever making contact pretty slim. Infinitesimal, in fact."

     "So we just pretend there's no one home in the Universe."

     "That's it."

     "Cruel. But you said it yourself, who wants to meet meat? And the ones who have been aboard our vessels, the ones you probed? You're sure they won't remember?"

     "They'll be considered crackpots if they do. We went into their heads and smoothed out their meat so that we're just a dream to them."

     "A dream to meat! How strangely appropriate, that we should be meat's dream."

     "And we marked the entire sector unoccupied."

     "Good. Agreed, officially and unofficially. Case closed. Any others? Anyone interesting on that side of the galaxy?"

     "Yes, a rather shy but sweet hydrogen core cluster intelligence in a class nine star in G445 zone. Was in contact two galactic rotations ago, wants to be friendly again."

<  4  >

     "They always come around."

     "And why not? Imagine how unbearably, how unutterably cold the Universe would be if one were all alone ..."

     the end

 

This story originally appeared in Omni April 1991 and was nominated for the Nebula Award. It is taken from the collection 'Bears Discover Fire', available here. You can find out more about Terry Bisson on his website.

top

 

 

 

 

 

 

 






طبقه بندی: غیره،
برچسب ها:جایزه ی نوبل، تری بیسون، آن ها از گوشت درست شده اند، They're made out of meat، Terry Bison، داستان های انگلیسی، ترجمه ی داستان، داستان های کوتاه،
امتیاز : :: نتیجه : 5 امتیاز توسط 5 نفر مجموع امتیاز : 9
تعداد بازدید مطلب : 106

[ چهار شنبه 04 / 04 / 1393 ] [ 9:30 ] [ امیر ]

[ نظرات () ]

مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه
لینک رایگان - لینک رایگان کمربند میس بلت - کمربند میس بلت