close
تبلیغات در اینترنت
پابلو نرودا (2)

پابلو نرودا (2)

سلام ، دوستان . بازهم یه شعر قشنگ از پابلو نرودا براتون آوردیم . 

 

پابلو نرودا رو کنکوری ها ( البته من تا اون موقع هنوز دو سه سال کار دارم . ) خوب می شناسن . 

 

 

امیدوارم لذت ببرید . 

اگر فراموشم کنی

می خواهم یک چیز را بدانی

می دانی که چگونه است :

اگر به ماه بلورین نگاه کنم

و یا به شاخه ی سرخ رنگ خزان در پنجره ام

اگر دستم را نزدیک آتش برم

خاکستر ناملموس

یا بدنه ی چین خورده ی کنده ی چوبی

همه چیز مرا به سوی تو می کشد

انگار هرآنچه وجود دارد

روایح دل انگیز ، نور ، فلزات

قایق های کوچکی هستند

که به سمت جزیره های تو می روند که منتظر منند

خوب ، حالا

اگر تو کم کم عشقت را از من برداری

من باید کم کم عشق تو را از وجودم پاک کنم

اگر ناگهان

فراموشم کنی

به دنبالم مگرد

چراکه من پیش از این فراموشت کرده ام

اگر خیال می کنی دراز و دیوانه وار است

 باد بادبان ها

که از جان من عبور می کند

و تصمیم می گیری که مرا در ساحل ترک کنی

به یاد داشته باش

در آن روز

در آن ساعت

از آن دلی که در آن ریشه دارم

باید دستانم را بلند کنم

و ریشه هایم کنده خواهند شد

تا به جستجوی زمین دیگری بروند

اما اگر روزی

هر ساعت

حس می کنی که من سرنوشت تو هستم

با شیرینی ناملموسی

هر روز گلی

 به سوی لب هایت می روید تا مرا بجوید

ای عشق من ، ای دارایی من

در وجود من تمام آن شعله تجدید شده است

در من چیزی خاموش یا فراموش نشده

قوت عشق من عشق توست ، ای محبوب من

و اگر عشق مرا ترک نگویی

 

تا زمانی که زنده باشی در آغوشت خواهد بود

ترجمه از : امیرحسین صباغی میانایی                                                               شاعر : پابلو نرودا

If You Forget Me

 

I want you to know
one thing.
 

You know how this is:
 
if I look
 
at the crystal moon, at the red branch
 
of the slow autumn at my window,
 
if I touch
 
near the fire
 
the impalpable ash
 
or the wrinkled body of the log,
 
everything carries me to you,
 
as if everything that exists,
 
aromas, light, metals,
 
were little boats
 
that sail
 
toward those isles of yours that wait for me.
 

Well, now,
 
if little by little you stop loving me
 
I shall stop loving you little by little.
 

If suddenly
 
you forget me
 
do not look for me,
 
for I shall already have forgotten you.
 

If you think it long and mad,
 
the wind of banners
 
that passes through my life,
 
and you decide
 
to leve me at the shore
 
of the haeart where I have roots,
 
remember
 
that on that day,
 
at that hour,
 
I shall lift my arms
 
and my roots will set off
 
to seek another land.
 

But
 
if each day,
 
each hour,
 
you feel that you are destined for me
 
with implacable sweetness,
 
if each day a flower
 
climbs up to your lips to seek me,
 
ah my love, ah my own,
 
in me all that fire is repeated,
 
in me nothing is extinguished or forgotten,
 
my love feeds on your love, beloved,
 
and as long as you live it will be in your arms
 
without leaving mine.                                                        
Pablo Neruda






طبقه بندی: شعر،
برچسب ها:پابلو نرودا، ترجمه ی شعر، شعر انگلیسی، شعر کوتاه، اگر فراموشم کنی، if you forget me، Pablo neruda،
امتیاز : :: نتیجه : 5 امتیاز توسط 5 نفر مجموع امتیاز : 9
تعداد بازدید مطلب : 102

[ دو شنبه 20 / 05 / 1393 ] [ 23:42 ] [ امیر ]

[ نظرات () ]

مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه
لینک رایگان - لینک رایگان کمربند میس بلت - کمربند میس بلت