close
تبلیغات در اینترنت
جهان یک صحنه ی نمایش است

جهان یک صحنه ی نمایش است

دوستان سلام . این شعر یکی از بهترین و مشهور ترین اشعار شکسپیر هستش . امیدوارم از خوندنش لذت ببرین .

 

 

ولی راستش رو بخواین من با ادگار آلن پو بیشتر از شکسپیر حال می کنم .

 

جهان یک صحنه ی نمایش است

و تمام زنان و مردان جز بازیگران آن نیستند

هرکدام خروج و ورود خود را دارند

و یک مرد در زندگی خود نقش های زیادی را بازی می کند

نمایش هایش هفت دوره هستند ، اول نوزاد است

مویه می کند و در آغوش پرستارش آروغ می زند

و سپس دانش آموزی غرغرو که با کیف دستی

و صورتی که در صبح درخشان مانند حلزون چندش آور است

نسبت به رفتن به مدرسه بی میلی می کند ، و سپس عاشقی

که با شعری اسفناک ، مانند تنور آه می کشد

و دست آموز ابروی معشوقه اش است ، و سپس سربازی

که به سوگند های عجیبی تقید دارد و مانند یوز ریشو است

به افتخارات دیگران رشک می ورزد و در پیکار چست وچالاک است

و حتی در دهانه ی توپ در پی حباب شهرت است ،

 و بعد از آن قاضی

با شکمی گرد ، پر گشته از خروس لذیذ

با چشمانی خشن و محاسنی خوش تراشیده

پر از گفته های حکیمانه و ماجرا ها

و او اینگونه نقشش را بازی می کند ، و نمایش به سمت دوره ی ششم برمی گردد

به سمت پیرمردی که لم داده و صندل به پا دارد

عینکی به روی چشم زده و کیف پولش در گوشه ای افتاده

جوراب های جوانیش که خوب نگاه داشته شده اند

برای ساق های کوتاه اش گشادند و صدای بلند مردانه اش

دارد دوباره تبدیل به صدای کودکانه می شود

گویی بین حرف هایش سوت می زنند

آخرین صحنه که این تاریخ عجیب و پر حادثه را به پایان می برد ،

طفولیتی دوباره است و نسیان کامل

بی دندان ، بی چشم ، بی ذوق ، بی هیچ چیز .

 

نوشته ی ویلیام شکسپیر                                              ترجمه ی امیرحسین صباغی میانایی


All the World's a Stage


All the world's a stage,
And all the men and women merely players;
They have their exits and their entrances,
And one man in his time plays many parts,
His acts being seven ages. At first, the infant,
Mewling and puking in the nurse's arms.
Then the whining schoolboy, with his satchel
And shining morning face, creeping like snail
Unwillingly to school. And then the lover,
Sighing like furnace, with a woeful ballad
Made to his mistress' eyebrow. Then a soldier,
Full of strange oaths and bearded like the pard,
Jealous in honor, sudden and quick in quarrel,
Seeking the bubble reputation
Even in the cannon's mouth. And then the justice,
In fair round belly with good capon lined,
With eyes severe and beard of formal cut,
Full of wise saws and modern instances;
And so he plays his part. The sixth age shifts
Into the lean and slippered pantaloon,
With spectacles on nose and pouch on side;
His youthful hose, well saved, a world too wide
For his shrunk shank, and his big manly voice,
Turning again toward childish treble, pipes
And whistles in his sound. Last scene of all,
That ends this strange eventful history,
Is second childishness and mere oblivion,
Sans teeth, sans eyes, sans taste, sans everything.
 

William Shakespeare

 






طبقه بندی: شعر،
برچسب ها:جهان یک صحنه ی نمایش است، william shakespeare، رائفی پور، اشعار زیبا، روحانی، ذرت مکزیکی، قبض همراه اول، پخش زنده من و تو، پرسپولیس، پیک نت، سیاوش قمیشی، دیوار، دانلود از یوتیوب، آلبوم رادیکال شاهین نجفی، شبکه 3، شیپور، آپارات، آمد نیوز، ابی، ترامپ،
امتیاز : :: نتیجه : 5 امتیاز توسط 5 نفر مجموع امتیاز : 7
تعداد بازدید مطلب : 431

[ 07 / 04 / 1394 ] [ 0:58 ] [ امیر ]

[ نظرات () ]

مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه
لینک رایگان - لینک رایگان کمربند میس بلت - کمربند میس بلت